Thursday, August 8, 2013

١١

خانومه با عجله اومد چندتا تا پيرهن برداشت و گفت ٤٠ دقيقه ديگه قرار دارم و اومدم لباس بخرم.
طبق معمول يه سرى آقا هم دم اتاق پرو منتظر بودن تا خانوم هاشون كارشون تموم شه.
خانومه مى رفت پيرهن ها رو دونه دونه مى پوشيد و مى اومد بيرون نظر مى پرسيد،كم كم شش هفت تايى آقا دم در اتاق پرو جمع شده بودن و براى خانومه نظر مى دادن. بهش كمك كردن يه كفش هم انتخاب كرد.
وقتى خريدش رو كرد لباس و كفش رو پوشيد و از اتاق اومد بيرون همه آقاها كلى ازش تعريف كردن. اون هم با اعتماد به نفس كامل رفت سر قرارش.